شهادت مولای متقیان امام علی (ع)را به همه دوستداران آن حضرت تسلیت عرض مینماییم.
یکم مهر ماه مطابق با۲۱ ماه مبارک رمضان روز شهادت حضرت علي (ع) است. در اين روز يک سوال پيش مي آيد؛ و آن اين است که چه شد حضرت را شيعيانش کشتند. بله، خوارج هم شيعه ناميده مي شدند. گرچه آغازتاريخ شيعه را بايد از زمان پيامبر جستجو کرد، اما شيعه علي به عنوان يک گروه از زمان جنگ جمل در جامعه اسلامي ابراز وجود کرد. جنگ جمل شکاف عميقي در جامعه اسلامي پديد آورد. در اسلام گروهي پرهيزگار و زاهد وجود داشتند که علي(ع) نماينده ي ايشان بود. اين گروه از حمايت طبقات پايين جامعه و برخي انصار برخوردار بود. انتقام خون عثمان بهانه اي شد تا جلوي فعاليت اين گروه که اکنون حکومت را در دست داشتند،گرفته شود. گرچه انگيزه هاي شخصي در بروز اين جنگ مشهود است اما اين جنگ باعث آغاز زندگي سياسي شيعه گرديد. در اين جنگ سپاه علي(ع) را حزب علي(ع) ، شيعه علي(ع) (العلويه) و مخالفين آنها به نام شيعه عثمان (العثمانيه) ناميده شدند. از جنگ جمل به بعد شيعه علي همه افرادي که عليه عايشه بودند را شامل مي شد و اين گروه درهم و بر همي از گروههايي بود که به دلايل غير مذهبي از علي(ع) حمايت مي کردند.
واقعيت اين بود که اين دسته بندي فقط يک دسته بندي سياسي بود و لزوما هر کس در سپاه علي(ع) بود از نظر اعتقادي هم شيعه نبود.
سالها بعد شيعيان همزمان با ساماندهي موقعيت اسمي خود گروههاي شيعه را به 4 بخش تقسيم کردند: الاصفيا « دوستان صميمي»، الاولياء«دوستان فداکار»، الاصحاب«ياران»، شرطات الخميس«طبقه ی برگزیده».
گذشته از پیروان سیاسی حضرت ، ایشان گروهی از افراد غیور و پرحرارت را بعد از خود بجای گذاشت که سوگند خورده بودند «دوست کسانی باشند که علی دوست آنهاست و دشمن کسانی که علی دشمن آنهاست». وجود این گروه است که نشان می دهد چگونه شیعه در پی سالها شکستهای قاطع سیاسی در نهضتش ترتیب بقای خویش را داد.
حضرت علی(ع) در به فاصله ی کمی از شهادتش در خطبه ای کوفیان را به دو گروه با منافع متضاد تقسیم کرد: اول گروهی مومن به او که نه تنها هود را تسلیم او کرده بودند بلکه معتقد بودند باید رهبری مسلمانان از خانه ی پیامبر باشد.
دوم گروهی از رهبران قبیله ای و طایفه ای بودند که اصولا معتقد به حفظ موقعیت اقتصادی و سیاسی خود بوده اند که با استقرار حکومت علی(ع) موقعیتشان با تهدید جدی رو به رو می شد. از این رو نسبت به علی(ع) بی تفاوت و به معاویه متمایل بودند. و منافع و موقعیتهای خود را در معاویه می دیدند. اینان همان طرفداران سیاسی علی(ع) بودند که در ظاهر در سپاه علی(ع) مادند و از آن طرف بر معاویه بر اعطای امتیاز تحت فشار قرار می دادند.
گروه سومی هم باید به این دو گروه اضافه کرد. این گروه طیف وسیعی از یمنی ها وموالی غیر عرب را تشکیل می دادند که از نظر تعداد هم جمعیت زیادی را شامل می شدند. ایشان در ظاهر متمایل به آرمانهای رهبران شیعه بودند ولی از مواجهه با هر خطری گریزان بودند. اینان به هنگام امید موفقیتی در یکی از اهل بیت با شور و هیجان دور جمع می شدند و با کمرنگ شدن این امید او را رها می کردند.آنها فاقد شهامت لازم و ثبات قدم بودند.
در زمان شهادت علی(ع) رهبران قبیله ای در یک طرف ترازو و شیعیان علی(ع) در طرف دیگر بودند و توده مردم بین این دو می جنبیدند. همین گروه سوم بودند که برگ برنده قدرت در کوفه بودند. همین ها بودند که صلح حسن(ع) و واقعه ی کربلا را به وجودآاوردند.
یاعلی مدد
اگر قرار باشد جملهاي را انتخاب كنم تا با آن تمامي پند و اندرزها را بيان كرده باشم، فقط خواهم گفت: هرگز نگــذار افكار بد به ذهنت راه يابد!» ( كنفوسيوس ) فرد خوشبين آنطور كه دوست دارد و احساس ميكند رفتار ميكند صرفنظر از اينكه ديگران چه ميگويند.....
روانشناسان معتقدند خوشبيني و بدبيني ، عاداتي هستند که ما از زمان کودکي ميآموزيم و والدين ما الگو و سرمشقهاي ما هستند.
آيا شما از جمله افرادي هستيد كه مغلوب احساسشان ميشوند و يا جزو افرادي هستيد كه با فكر و درايت بر احساسشان كنترل دارند؟
نميدانم شما جز افراد خوشبين هستيد يا نه، اما اگر در اطرافتان با افراد خوشبيني سروكار داشته باشيد و نگاهي بهخصوصيات و ويژگيهاي اساسي اين افراد بيندازيد، درمييابيد كه رمز موفقيت و بشاش بودن اين افراد در نوع نگاه آنها به زندگي و مسائل پيرامونشان و همچنين كنترل آنها برافكار و احساسشان است، زيرا اين افراد بهخوبي به اين امر واقفاند كه سرنوشت زندگيشان فقط بهدست خودشان رقم ميخورد و خود حاكم بر سرنوشتشان هستند و نه محكوم به سرنوشتشان.
آنها ميدانند كه در اين درياي پرتلاطم زندگي، خود سكاندار كشتيشان هستند و بهخوبي ميدانند كه چگونه كشتي زندگيشان را در جزر و مد زندگي با ديدي باز به افقي زيبا و دلنشين كه سرشار از انرژي مثبت است به جلو هدايت كنند. اگر شما هم مايليد كه بر سرنوشت و بر امور زندگي خود مسلط باشيد، پس بايد بدانيد كه بايستي ابتدا از خودتان شروع كنيد ( از كوزه همان برون تراود كه در اوست)؛ بدينمنظور بايستي بيش از پيش بر خود و بهخصوص بر احساستان كنترل داشته باشيد. زماني كه اراده ميكنيد خود حاكم بر زندگيتان باشيد، ديگر مثل توپ در زمين بازي زندگي به اينسو و آنسو پرتاب نخواهيد شد، و در اين زمان است كه ديگر احساس مستأصل بودن و فنا شدن در وادي زندگي را نخواهيد داشت.
فرد خوشبين آنطور كه دوست دارد و احساس ميكند رفتار ميكند ،البته در چهارچوب رفتاري عاقلانه و انساني، صرفنظر از اينكه ديگران چه ميگويند، چه ميكنند و يـــا اوضاع و احوال چگونه است، چرا كه اينگونه افراد بهخوبي ميدانند كه عظمت، شكوه و زيبايي زندگي و نوع حيات آنها در نگاه و ديد آنهاست چرا كه زندگي زيباست و خداونــد متعـــال - خالق او – تمامي اين زيباييها را در اختيار اشرف مخلوقاتش قرار داده كه البته براي درك و لمس اين زيباييها بايد حس و حال ديگري داشت و داشتن اين حس و حال اكتسابي است و بايد آن را فرا گرفت.
البته به نظر ميآيد كه خوشبين بودن و رضايتمندي از زندگي با مسائل و مشكلاتي كه در زندگي با آن روبهرو هستيم، كميدور از ذهن باشد، اما با صبر و شكيبايي و با علم به اينكه خوشبختي و سعادت انسان در گرو خواست و اراده اوست و بستگي به طرز فكر او دارد، ميتوان داشتن حس خوب را در خويشتن تقويت كرد و نگذاشت سختيهاي زندگي ما را از پا درآورد و بازنده زندگي كند. بهعنوان مثال بهتر است در هر شرايطي كه قرار ميگيريد بهجاي اينكه عجولانه و بدبينانه تصميم بگيريد بــــا خودتان كمي خلوت كنيد و جنبههاي مثبت و منفي آ ن را بسنجيد و بعد واقــعبينــانــه - نـــــه عجولانه - تصميم بگيريد. بهجاي اينكه در سختيها احساس ياس و درماندگي كنيد ميتوانيد با كميتامل بر اوضاع و احوال آنطور كه مايليد تاثيرگذار باشيد.
اگــر موفق به انجام اين كار شديد بدانيد كه قدمي بزرگ برداشتهايد. البته برداشتن دید بدبيني و تبديل آن به دید خوشبيني زمان ميبرد و مسلما فرد تمايل دارد از دید قبلي كه به آن عادت كرده، استفاده كند، اما سعي كنيد كه خود را به دید جديد عادت دهيد و بدانيد كه فقط با دید خوشبيني است كه ميتوان كمتــر احساس نگـــراني، عدماطمينان، ياس و درماندگــي كرد. پس بكوشيم تا عظمت نگــــاه خود را دريابيم و با انرژي مثبتي كه در ما نهفته شده است با انرژي موجود در كائنــــات، همآهنگ و همآواز شويم.
باتشکر![]()
پیشاپیش حلول ماه مبارک رمضان رابه محضرشریف شمادوستان عزیزتبریک عرض مینماییم![]()
پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.
*******************************************************************
حكمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنيده شود* صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو شيطان رميده شود * هر كه صبرش ستون ايمان بود * پشتشيطان از و خميده شود* عرفان سر كشيده گوش به زنگ كز شب غره ماه ديده شود * آفتاب رياضتى كه ازو ميوه معرفت رسيده شود * عطش روزه مى بريم آرزو كو به دندان جگر جويده شود * چه جلايى دهد به جوهر روح كادمى صافى و چكيده شود * بذل افطارى سفره عدلى است كه در آفاق گستريده شود* فقر بر چيدهدار از خوانى كه به پاى فقير چيده شود* شب قدرش هزار ماه خداست * گوش كن نكته پروريده شود * از يكى ميوه عمل كه درو كشته شد سى هزار چيده شود * گر تكانى خورى در آن يك شب نخل عمر از گنه تكيده شود * چه گذارى به راه تو به كزو پيچ و خمها ميان بريده شود* مفت مفروش كز بهاى شبى عمرها باز پس خريده شود * روز مهلت گذشت و بر سر كوه پرتوى مانده تا پريده شود* تا دمى مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دميده شود *در جهنم ندامتى است كزو دست و لبها همه گزيده شود * مزه تشنگى و گرسنگى گر به كام فرو چشيده شود.
باتشکروسپاس ازهمه دوستان وآرزوی قبولی طاعات وعبادات شماعزیزان دراین ماه بزرگ![]()